اسكندر بيگ تركمان
710
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
آنطايفه بر ضمير انور ظاهر گشته يكبارگى رقم عفو بر جرايد زلات ايشان كشيده شود و بعد از آوردن پسران مذكور طهمورث خان در مرافقت ايشان روانه گرجستان گردد . حضرت اعلى بجهة اطمينان قلب گرجيان ساعت سعد اختيار فرموده امراء نامدار و اركان دولت قاهره را احضار فرموده در مجلس بهشت آئين جشنى ملوكانه آراستند و طهمورث را پاى بوس ايالت گرجستان فرموده بلقب [ 498 ] ارجمند خانى سرافرازى يافت قاعده و قانون گرجيان آنست كه هرگاه يكى از سلاطين زادههاى آن دودمان بر مسند سلطنت ملك موروث جلوس نمايد يكى از رهبانان كه بعرف نصارى مرشد آن قوم باشد با معتبران و سفيدريشان گرجى اتفاق نموده قاليچهء زر دوز گسترده او را بر بالاى آن قاليچه مىنشانند و هر كدام طبقى زر سرخ و سفيد بدست گرفته در حينى كه آن سلاطين زاده پاى بر بالاى قاليچه مينهد ايشان طبقهاى زر نثار و ايثار مينمايند و پيش او زانو زده كاسه ميدهند و او هم بيكان يكان اهل مجلس كاسه ميدهد . بالجمله گرجيان قاليچهء سلطنت بقاعده و قانون آن سلسله جهة او گسترده طهمورث خان بامر و اشارهء خسرو كامكار كامران بر آن قاليچه برآمده گرجيان طبقهاى زر بدست گرفته ارادهء نثار داشتند حضرت اعلى بعد از اطلاع بقاعده و آداب مذكور از شمول عاطفت و افزونى التفات امر فرمودند كه اول از جانب شرف نثار واقع شود بعد از آنكه حضرت اعلى طبق زر و جواهر آورده نثار فرمودند امراء نامدار و حضار محفل ارم تزيين نيز موافقت نموده هر يك على قدر مراتبهم بلوازم نثار قيام و اقدام نمودند و عظماء گرجى نيز نقود احمر و ابيض نثار كرده بقانون مقرر كاسه دادند و كاسه گرفتند و آن روز جهة تنشيط خاطر و انبساط ضمير بساط عشرت گسترده با آن طايفه كه سرود گفتن و صحبت ايشان خالى از غرابتى نبود عشرت پيرا بودند و همگى آن قوم بتفقدات شاهانه و خلع فاخره خسروانه سرافراز گشته رخصت انصراف يافتند و بعد از رفتن گرجيان كوچ واقع شده در اول تحويل حوت ظاهر بلدهء گنجه حوالى تربت قدوة المحققين شيخ نظامى قدس سره مخيم سرادقات جاه و جلال گرديد برخوردار بيك انيس توپچى باشى را امر فرمودند كه قالب توپها را كه در بر كشاط ترتيب يافته بود آورده شروع در توپ ريختن نمايد و قرچقاى بيك و بعضى از امراء و اعيان را حكم شد كه ملاحظه اطراف و جوانب قلعه كرده محل اقامت اردوى معلى و جاهاى سيبه تعيين نمايد و نخست بجهة آنكه راه آمد شد مخالفان از قلعه مسدود گردد در برابر دروازه حصارى ترتيب داده عليخان موافق و قنبر بيك سليحدار باشى با جمعى از غلامان و تفنگچيان بحراست آن مأمور فوت اكبر پادشاه هند گشتند و چند روزى به جهت آوردن قالب توپها و سرانجام اسباب سيبهها در همان مكان توقف واقع شده سال به آخر رسيد و ديگر باره كوكبهء خسرو نوروز عالم افروز گشت . از سوانح اين سال ورود خبر فوت پادشاه و الا جاه جلال الدين محمد اكبر پادشاه است شرح واقعه آنكه در اين سال پادشاه عاليجاه فرمان - فرماى ممالك فسيح الممالك هندوستان در بلدهء اگره كه مركز دولت آن دودمان است مريض گشته پهلو بر بستر ناتوانى نهاده بمقتضاى آيهء كريمهء فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ معالجات اطباء مفيد نيفتاد و عالم فانى را وداع كرده بجهان جاودانى شتافت شاهزادهء كامكار نامدار شهراده سليم فرزند اكبر آن حضرت در همان ايام بعزم ملاقات پدر از إله آباد با گره آمده هنوز در كنار آب اقامت داشت كه اين واقعه هايلهء روى داد اكثر امراء و اعيان دولت بسلطنت سلطان خسرو ولد شاهزاده سليم كه در ريعان جوانى و در خدمت جد بزرگوار معزز و گرامى بود اتفاق داشتند شيخ